افغانستان

یادداشت: مردم افغانستان؛ گروگان میان دو لبه قیچی

افغانستان امروز در بن‌بستی پیچیده میان حاکمیت انحصاری طالبان، اپوزیسیون پراکنده و مداخلات قدرت‌های منطقه‌ای گرفتار است؛ اما مسئله اصلی همچنان غیبت مردم از مرکز معادله قدرت است. این یادداشت با طرح این پرسش که چه عواملی به دوام وضع موجود کمک کرده‌اند، بر ضرورت شکل‌گیری یک گفتمان مستقل مبتنی بر منافع ملی و بازگشت مردم افغانستان به جایگاه «فاعل سیاست» تأکید می‌کند.

طالبان در استانه خیانت به ارمان ملت و اخرین میخ بر تابوت حاکمیت افغانستان :

در حدود یک ماه گذشته، جبهات مسلح ضد طالبان با نامها و عنوانهای گوناگون، همچون سمارق پس از باران، در حال افزایش‌است و عملیاتهای پراکنده در نقاط مختلف کشور، زنگ خطر ورود افغانستان به مرحله‌ تازه از جنگ را به صدا دراورده است. اما خطر اصلی فقط افزایش جبهات نیست؛ خطر، فرسایش حاکمیت سراسری و تبدیل دوباره افغانستان به میدان جنگهای نیابتی است. طالبان با انحصار قدرت، حذف بخش بزرگی از جامعه از مشارکت سیاسی، استفاده ابزاری از دین، محرومسازی زنان از اموزش و کار و کنارزدن نیروهای سیاسی و اجتماعی از نظامسازی، در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارند:

ایا افغانستان جبه بعدی جنگ منطقه ای است؟

ایا طوفان بزرگ درافغانستان از راه میرسد؟ تاریخ، بار دیگر بر دروازه‌های افغانستان ایستاده است. هرگاه قدرتهای بزرگ در میدانهای اصلی نبرد به بنبست رسیده‌اند، افغانستان به چهار راه انتقال بحران تبدیل شده است. دیروز جنگ سرد بود، امروز تقابل ژیوپلیتیکی شرق و غرب؛ دیروز مبارزه با کمونیسم و تروریزم، امروز رقابت بر سر کریدورها، انرژی و نظم نوین جهانی.

امرالله صالح، یاسین ضیا و همفکرانشان؛ با تحریف روایت مقاومت، به شعور ملت توهین نکنید :

اظهارات اخیر اقای امرالله صالح مبنی بر اینکه ((مقاومت افغانستان برخاسته از عوامل محیطی است، نه تحولات ژیوپلیتیکی))، بیش از انکه یک تحلیل راهبردی باشد، مانند تیاتر برنانه (شش و نیم) زمان جمهوریتش ، تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بزرگترین حقیقت تاریخ معاصر افغانستان است.