یادداشت: نشست تهران و بازگشت افغانستان به کانون معادلات منطقه

نشست کشورهای همسایه افغانستان در تهران، در حالی برگزار می‌شود که بحران این کشور به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز رسیده و آینده ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار داده است؛ در چنین شرایطی، هم‌صدایی اپوزیسیون افغانستان می‌تواند از یک اقدام سیاسی فراتر رفته و به آزمونی تاریخی برای نجات ملی و بازگرداندن ابتکار عمل به دست خود افغان‌ها تبدیل شود.

نشست کشورهای همسایه افغانستان در تهران، در مقطعی حساس برگزار می‌شود که بحران افغانستان دیگر یک مسئله صرفاً داخلی نیست، بلکه به چالشی سرنوشت‌ساز برای ثبات و آینده منطقه تبدیل شده است. سخنان آغازین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، این واقعیت را صریح و بی‌پرده بازتاب داد؛ آنجا که تأکید کرد ثبات و توسعه افغانستان نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای همه کشورهای منطقه است.

این نگاه، افغانستان را از حاشیه معادلات بیرون آورده و به مرکز پیوندهای امنیتی، اقتصادی و ترانزیتی آسیا بازمی‌گرداند. نقل معنادار عراقچی از اقبال لاهوری که «آینده منطقه با آینده افغانستان گره خورده است»، پیامی روشن داشت: سرنوشت افغانستان و منطقه دیگر از هم قابل تفکیک نیست.

در چنین بستری، هم‌صدایی جریان‌های اپوزیسیون افغانستان از یک انتخاب سیاسی به یک مسئولیت تاریخی ارتقا می‌یابد. تجربه تلخ چند دهه بحران نشان داده است که تفرقه سیاسی همواره بستر مداخله بیرونی و تداوم بی‌ثباتی را فراهم کرده است. امروز، هم‌صدایی نیروهای سیاسی می‌تواند نخستین گام برای بازگرداندن ابتکار عمل به دست خود افغان‌ها و پایان دادن به چرخه بحران باشد.

اعلامیه هم‌صدایی اخیر جریان‌های سیاسی افغانستان، با همه نقدها و چالش‌ها، نشانه‌ای از درک مشترک خطر تاریخی پیشِ‌رو است. اگر این هم‌صدایی تقویت و نهادینه شود، می‌تواند به صدای واحد ملت افغانستان در برابر منطقه و جهان بدل گردد؛ صدایی که خواستار مذاکرات بین‌افغانی فراگیر، اجماع ملی و پیوند منافع منطقه با ثبات افغانستان است.

نشست تهران از این منظر صرفاً یک رویداد دیپلماتیک نیست، بلکه محک عملی این هم‌صدایی در سطح منطقه‌ای به شمار می‌رود. اگر نیروهای سیاسی افغانستان بتوانند با پیام واحد و روایتی منسجم در این فضا حضور یابند، این نشست می‌تواند به نقطه عطفی در تغییر مسیر بحران افغانستان تبدیل شود. در غیر این صورت، خطر بازتولید رویکرد «مدیریت بحران» به‌جای حل ریشه‌ای آن همچنان باقی خواهد ماند.

افغانستان امروز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا همچنان میدان رقابت‌های ژیوپولیتیکی باقی بماند، یا با تکیه بر اراده ملی و هم‌صدایی سیاسی، به ظرفیت مشترک ثبات و همکاری منطقه‌ای تبدیل شود. نشست تهران این انتخاب را برجسته کرده است.

در نهایت، هم‌صدایی اپوزیسیون افغانستان نه یک شعار سیاسی، بلکه آزمون نجات ملی است؛ آزمونی که نتیجه آن نه‌تنها سرنوشت افغانستان، بلکه آینده ثبات منطقه را نیز رقم خواهد زد.

نویسنده: سید باقر احمدی

سید باقر احمدی

کارشناس امور سیاسی

تحلیل‌گر اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک منطقه‌ای با پیشینهٔ فعالیت پیوستهٔ سیاسی از سال ۱۳۵۷ در افغانستان. در جایگاه‌های ارشد مطالعات استراتژیک و مشاوره سیاسی کار کرده و در مأموریت‌های راهبردی و ارتباطات منطقه‌ای نقش داشته است. حوزهٔ تخصصی: تحلیل ساختار قدرت، پیوند کریدورهای اقتصادی با امنیت منطقه‌ای و ژئوپلیتیک ایران، پاکستان و آسیای مرکزی.