چرخش راهبردی افغانستان از مرز تورخم به بندر چابهار، نهتنها تغییر یک مسیر تجارتی، بلکه نشانهای از دگرگونی ژرف در ژیوپولیتیک منطقه است؛ تحولی که میتواند وابستگی تاریخی کابل به پاکستان را کاهش دهد و بستر تازهای برای همگرایی تمدنی و اقتصادی میان افغانستان، ایران و هند فراهم سازد.
تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه، بهویژه در پی تغییر مسیر اقتصادی افغانستان از وابستگی به مرزهای پاکستان به سوی مسیرهای نوین ایران و بندر چابهار، نشانهای از دگرگونی عمیق در معادلات ژیوپولیتیکی جنوب و جنوبغرب آسیا است. این گذار، تنها یک تغییر مسیر اقتصادی نیست، بلکه بازتابی از تحول فکری و ایدیولوژیکی در رویکرد سیاسی طالبان و بازتعریف جایگاه افغانستان در محور همگرایی تمدنی ایران، هند و آسیای مرکزی است. در این مقاله، ابعاد ژیوپولیتیکی، اقتصادی و امنیتی این تحول مورد تحلیل قرار میگیرد و نشان داده میشود که چگونه چرخش افغانستان از تورخم به چابهار میتواند به بازسازی پیوندهای تمدنی و ایجاد یک نظم نوین منطقهای منجر گردد.
کارشناس امور سیاسی
تحلیلگر اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک منطقهای با پیشینهٔ فعالیت پیوستهٔ سیاسی از سال ۱۳۵۷ در افغانستان. در جایگاههای ارشد مطالعات استراتژیک و مشاوره سیاسی کار کرده و در مأموریتهای راهبردی و ارتباطات منطقهای نقش داشته است. حوزهٔ تخصصی: تحلیل ساختار قدرت، پیوند کریدورهای اقتصادی با امنیت منطقهای و ژئوپلیتیک ایران، پاکستان و آسیای مرکزی.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!