یادداشت: جنگ پاکستان و طالبان؛ گره ژیوپولیتیکی شرق و غرب در محور افغانستان

در حالی‌که آتش‌بس شکننده در غزه نفس تازه‌ای برای محور غرب فراهم کرده، جبهه تازه‌ای از رقابت‌های ژیوپولیتیکی در مرزهای افغانستان و پاکستان شعله‌ور شده است؛ جایی‌که مناقشه کابل و اسلام‌آباد دیگر تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه صحنه برخورد مستقیم شرق و غرب بر سر توازن قدرت در آسیا شده است.

مناقشه جاری میان کابل و اسلام‌اباد، تنها اختلافی امنیتی یا مرزی نیست؛ بلکه بخشی از تقابل بزرگ‌تر میان بلوک‌های شرق و غرب است که در آن ایالات متحده، بریتانیا، اسرائیل، ترکیه و برخی کشورهای عربی در برابر چین، روسیه، ایران و هند صف‌آرایی کرده‌اند. افغانستان بار دیگر در مرکز این تقابل جهانی قرار گرفته است.

صلح مسلحانه در غزه و انفجار مرزهای شرق :



آتش‌بس شکننده میان اسرائیل و حماس، فرصتی برای محور غرب فراهم کرده تا جبهه‌های دیگر را فعال نگه دارد. یکی از این جبهه‌ها، مرز افغانستان و پاکستان است که اکنون به میدان اصلی رقابت‌های اطلاعاتی و نیابتی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. در این میان، تشدید درگیری‌های مرزی، فعال‌شدن شاخه‌های «تی‌تی‌پی» و حضور شبکه‌های «داعش خراسان»، تصویری از آغاز یک جنگ ترکیبی را ترسیم می‌کند که هدف آن انتقال بحران از خاورمیانه به آسیای مرکزی است.

گره کور در سه کوهستان استراتژیک :



رشته‌کوه‌های هندوکش، پامیر و قره‌قروم به سه نقطه حساس و استراتژیک در معادلات جدید منطقه‌ای بدل شده‌اند. در راهبرد غربی‌ها، این مناطق باید به کمربندهای کنترل و نفوذ تروریستی تبدیل شوند تا مسیرهای اتصال چین، روسیه و ایران را تحت فشار قرار دهند. اما واقعیت این است که دروازه ورودی این سه محور، ایالت «چترال» پاکستان است؛ منطقه‌ای که اکنون تا حدی به کنترل طالبان پاکستانی (تی‌تی‌پی) درآمده و خطر انتقال جنگ به درون خاک پاکستان افزایش یافته است.

جنگ برگشتی و بحران درون‌مرزی پاکستان :



تحرکات تی‌تی‌پی و گسترش درگیری‌ها در بلوچستان و مناطق قبایلی، نشانه‌ی «جنگ معکوس» است — جنگی که به‌جای صدور از خاک پاکستان، اکنون در حال بازگشت به درون آن است. این دگرگونی می‌تواند پاکستان را درگیر بحرانی امنیتی تازه‌ای کند که ظرفیت فروپاشی سیاسی و اقتصادی را نیز در پی دارد.

پوست‌اندازی طالبان و بازتعریف همسویی منطقه‌ای :



طالبان افغانستان در این مرحله تلاش دارند سیاست تک‌قشری و افراطی خود را با نوعی بازتعریف ژیوپولیتیکی تغییر دهند. آنان می‌کوشند از ابزار مذهب به‌عنوان سپری در برابر نفوذ قدرت‌های خارجی استفاده کرده و در عین حال، با کشورهایی چون ایران، چین و روسیه در محور امنیتی مشترک قرار گیرند. با این‌حال، پاکستان در تلاش است تا با دامن‌زدن به گفتمان‌های قومی در شمال افغانستان، گروه‌های تاجیک و غیرپشتون را علیه طالبان تحریک کند تا از این شکاف برای پوشش نیروهای میدانی «داعش» بهره ببرد.

افغانستان؛ میدان مشترک دو جهان :



در مجموع، آنچه امروز در مرزهای شرقی افغانستان رخ می‌دهد، بخشی از طرح گسترده‌تر بازسازی نقشه قدرت در آسیا است. افغانستان نه تنها میدان برخورد ایدئولوژی‌ها و منافع است، بلکه گره استراتژیک اتصال شرق و غرب به شمار می‌رود. اگر این بحران بدون راهکار مشترک منطقه‌ای مدیریت نشود، می‌تواند به کریدور انتقال جنگ از غرب آسیا به شرق آسیا بدل گردد و امنیت کل منطقه را در معرض فروپاشی قرار دهد.

نویسنده: سید باقر احمدی

سید باقر احمدی

کارشناس امور سیاسی

تحلیل‌گر اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک منطقه‌ای با پیشینهٔ فعالیت پیوستهٔ سیاسی از سال ۱۳۵۷ در افغانستان. در جایگاه‌های ارشد مطالعات استراتژیک و مشاوره سیاسی کار کرده و در مأموریت‌های راهبردی و ارتباطات منطقه‌ای نقش داشته است. حوزهٔ تخصصی: تحلیل ساختار قدرت، پیوند کریدورهای اقتصادی با امنیت منطقه‌ای و ژئوپلیتیک ایران، پاکستان و آسیای مرکزی.